داغ دیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(دَ) (مص ل.) مصیبت دیدن، سوگوار شدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(دَ) (مص ل.) مصیبت دیدن، سوگوار شدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
داغ دیدن . [ دَ ] (مص مرکب )مردن کسان و خویشان خاصه فرزند. مرگ فرزند یا دیگر اقربا دیدن . مردن عزیزی چون فرزند یا برادر و امثال آن . مصاب شدن بمرگ فرزندی یا خویشی . داغ فرزند دیدن .بمصیبت مرگ فرزند دچار شدن . مصاب بمرگ فرزند شدن .