دارین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دارین . (اِخ ) ربض دارین در شهر حلب بر دروازه ٔ انطاکیه قرار دارد. (معجم البلدان ). رجوع به ربض الدارین شود.
دارین . (اِخ ) دهی از دهستان خواشید. بخش ششتمدشهرستان سبزوار که در ٣٢ هزارگزی باختر ششتمد و ٦هزارگزی باختر راه شوسه سبزوار به کاشمر واقع است . کوهستانی، معتدل و دارای ٦٧٦ تن سکنه است آب مشروب آن از قنات و محصول عمده ٔ آن غلات و پنبه و شغل اهالی زراعت است راه مالرو دارد. این ده را در اصطلاح محلی فیده سرا نیز میگویند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
دارین . (اِخ ) اسکله ای است در بحرین که از هندوستان مشک به آنجا آورند و کسی را که اهل دارین باشد. «داری » میخوانند. (معجم البلدان ).