داریاب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
داریاب . [ دارْ ] (اِخ ) دهی از دهستان ژان بخش دورود شهرستان بروجرد است که در ٩ هزارگزی شمال خاور دورود و کنار راه مالرو بهرام آباد به اکبرآباد واقع شده است . جلگه و معتدل و دارای ٢١١ تن سکنه است . آب آن از قنات و محصول آن غلات و لبنیات است . شغل اهالی زراعت و گله داری و راه این ده مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).
داریاب . [ دارْ ] (اِخ ) دهی از دهستان خزل شهرستان نهاوند است که در ٢٤هزارگزی شمال باختری نهاوند و ٢هزارگزی چقا اسرائیل قرار دارد. کوهستانی، سردسیر و مالاریائی است . سکنه ٔ آن ٨٠ تن است . آب از چشمه و محصول عمده ٔ آن غلات، دیمی، حبوبات و لبنیات است . شغل اهالی فلاحت و گله داری و راه آنجا مالرو است . ایل یار مطاقلو برای تعلیف احشام به این ده می آیند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).