دارگل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دارگل . [ گ ُ ] (اِخ ) ده از بخش گوران شهرستان شاه آباد که در ١٥هزارگزی شمال خاوری گهواره دره و شمالی کوه قلعه قاضی واقع و محلی است کوهستانی . سردسیر. سکنه ٔ آن ٢٥٠ تن است . آب آن از چشمه و محصول آن غلات، حبوبات، صیفی، توتون، میوه جات . شغل اهالی زراعت و گله داری است . راه مالرو دارد ساکنان از تیره سادات صدری هستند. دارگل پنج ده کوچک نزدیک بهم بنام دارگل سیدحسن - سیدسلیم - رشیدعلی طیمز - سیدمیرزا است و سکنه پنج ده جمعاً ٢٥٠ تن است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).
دارگل . [ گ ُ ] (اِ مرکب ) نوعی از درخت که در هندوستان شایع است . (آنندراج ).