دارچینی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دارچینی . (اِ مرکب ) دارچین : بخود پیچید فلفل از سواد خال هندویت قلم شد دارچینی ازحدیث تندی خویت . تأثیر. رجوع به دارچین شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دارچینی . (اِ مرکب ) دارچین : بخود پیچید فلفل از سواد خال هندویت قلم شد دارچینی ازحدیث تندی خویت . تأثیر. رجوع به دارچین شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی