دارون
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دارون . [ دارْ وَ ](اِخ ) دهی از دهستان دیره بخش گیلان غرب شهرستان شاه آباد. در ٣٢ هزارگزی شمال باختری گیلان و یکهزار گزی باختر شوسه ٔ گیلان به سرپل ذهاب واقع و محلی است دامنه . گرمسیر. مالاریایی . سکنه ٔ آن ٥٠ تن است . آب آن از رودخانه دیره، محصول آن غلات، ذرت، پنبه، لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است . تابستان حدود ییلاق هوکانی و درگه میروند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).
دارون . [ دارْ وُ ](اِخ ) نام ناحیه ای است در ارمنستان . یکی از تاریخ نویسان ارمنی کتابی به نام «تاریخ دارون » بصورت سالنامه و بزبان سریانی منتشر کرده است . نویسنده ٔ تاریخ دارون زنوب گلاگی نام داشته و اصلاً از بنی سام بوده است .دوران زندگی او اواخر قرن سوم و اوایل قرن چهارم میلادی است . رجوع به ایران باستان پیرنیا ج ١ ص ٩٧ شود.
دارون . [ دارْ وَ ] (اِ) درخت نارون . (ناظم الاطباء).