داره
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
داره . [ رَ / رِ ] (اِ) وظیفه و راتب . (برهان ). ◄ مخفف دائره . (برهان ).
داره . [ رِ ] (اِخ ) موافق نوشته ٔ موسی خورنی مورخ ارمنی اسم نهمین پادشاه اشکانی یعنی همان کسی است که ما بعنوان بلاش اول میشناسیم . رجوع به ایران باستان ج ٣ ص ٣٦١٣ شود و ظاهراً این کلمه صورتی از واژه «دارا» است که در پارسی امروز داریوش میگوییم . (ایران باستان ج ٣ ص ٢٥٩٧).