دارنمک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دارنمک . [ ن َ م َ ] (اِ مرکب ) داربر. دارکوب . (ناظم الاطباء). رجوع به دارکوب و دارتمک شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دارنمک . [ ن َ م َ ] (اِ مرکب ) داربر. دارکوب . (ناظم الاطباء). رجوع به دارکوب و دارتمک شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی