دارقطنی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دارقطنی . [ رِ ق ُ ] (اِخ ) محمدبن حسن بن محمدبن زیادشعرانی قاری، حافظ و مفسر قرآن، مکنی به ابوبکر و صاحب کتب زیر است : ١- ارم ذات المعاد. ٢- اشارة فی غریب القرآن . ٣- دلائل النبوة. ٤- شفاءالصدور در تفسیر. ٥- معجم اصغر. ٦- معجم اکبر. ٧- معجم اوسط و این سه کتاب فهرستی از اسامی قاریان قرآن با ذکر شیوه ٔ قرائت ایشان است . ٨- المناسک . ٩- المواضع فی معانی القرآن . کتابهای دیگری نیز داشته است . درگذشت او در سال ٣٥١ هَ . ق . رخ داده است . (ریحانة الادب ج ٢ ص ٦ و ٧).
دارقطنی . [ رِ ق ُ ] (اِخ ) علی بن عمروبن احمدبن مهدی بغدادی دارقطنی شافعی یا شیعی . کنیت او ابوالحسن بود. حافظ، فقیه، محدث، فاضل بود و در مذهب شافعی تفقه کرده درعلم حدیث بر تمام معاصران خویش برتری یافته بود. درفقه و تفسیر و شعر و علوم ادبی و معرفت حال روات و موارد اختلاف فقها دستی توانا داشته و ابوبکر برقانی و ابوطیب طبری و حافظ ابونعیم صاحب حلیةالاولیاء و نظایر ایشان از وی روایت میکنند اکثر دواوین عرب و از جمله دیوان سیدحمیری را در حفظ داشته است . از آثار او این کتابها معروف است . ١- السنن که معروف به سنن دارقطنی است و در سال ١٣١٠ هَ . ق . در هند بچاپ رسیده است . ٢- المختلف و المؤتلف . دارقطنی در سال ٣٨٥ هَ. ق . در بغداد وفات یافته و در کنار آرامگاه معروف کرخی بخاک سپرده شده است . (از ریحانة الادب ج ٢ ص ٦).