دارش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دارش . [ رِ ] (ع اِ) پوست سیاه . مثل اینکه فارسی الاصل است . (منتهی الارب ). چرم سیاه . (ناظم الاطباء).
دارش . [ رِ ] (اِمص ) نگاه داشتن و محافظت کردن . (برهان ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دارش . [ رِ ] (ع اِ) پوست سیاه . مثل اینکه فارسی الاصل است . (منتهی الارب ). چرم سیاه . (ناظم الاطباء).
دارش . [ رِ ] (اِمص ) نگاه داشتن و محافظت کردن . (برهان ).