دارستان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دارستان . [ رِ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان حومه بخش رودبار شهرستان رشت . واقع در ٢هزارگزی شمال رودبار متصل است به تکلیم جزء محله ٔ پایین بازار. محلی کوهستانی . معتدل و مالاریایی و دارای ٨١٨ تن سکنه است . آب از چشمه و محصول آنجا غلات، گردو و زیتون و شغل اهالی زراعت و مکاری است . بنای قدیم معروف به شیخ مفید در آنجا است . اهالی در تابستان برای جمعآوری محصول به ییلاق میروند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٢).
دارستان . [ رِ ] (اِخ ) ده کوچکی است از بخش ماهان شهرستان کرمان . واقع در ٤٢ هزارگزی جنوب خاوری ماهان و ٦ هزارگزی راه شوسه کرمان - بم . سکنه ٔ آن ٣٠ تن است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٨).
دارستان . [ رِ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان فراهان بالا بخش فرمهین شهرستان اراک . محلی کوهستانی . سردسیر و دارای ٤٨٦ تن سکنه است . آب آن از قنات و رودخانه ٔ سربند تأمین میشود محصول آنجا غلات، انگور، بن شن، پنبه، بادام، صیفی، سیب زمینی، شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی قالیچه، گلیم و جاجیم بافی است . راه مالرو دارد و از فرمهین اتومبیل میرود. در مزرعه ٔ اصفهانک خرابه های قدیمی مشاهده میشود و امامزاده دارد که بنای آن قدیمی است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٢).