داردار کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(کَ دَ) (مص م.) به صبر و درنگ واداشتن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(کَ دَ) (مص م.) به صبر و درنگ واداشتن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
داردار کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) دیر پاییدن و ثبات داشتن . (برهان ). ◄ بانگ و فریاد راه انداختن . رجوع به داردار شود.