دارتوت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دارتوت . (اِخ ) دهی از دهستان ورکوه بخش چقلوندی شهرستان خرم آباد. در ١٨ هزارگزی خاور چقلوندی و ٦هزارگزی جنوب شوسه ٔ خرم آباد به بروجرد. دامنه، سردسیر مالاریائی و دارای ٩٠ تن سکنه است . آب آن از چشمه کوه سوچ .محصول آنجا غلات، صیفی، لبنیات . شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان فرش و سیاه چادربافی است . راه مالرو. ساکنین از طایفه شبروی بیرالوند بوده و زمستان قشلاق میروند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).
دارتوت . (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان سلکی شهرستان نهاوند. در ٢٥هزارگزی باختر نهاوند و ٢هزارگزی مارس بان . سکنه ٔ آن ٢٥ تن است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).
دارتوت . (اِخ ) دهی از بخش چوار شهرستان ایلام . در ٣٤هزارگزی شمال باختری چوار و ٢١هزارگزی باختر راه شوسه ٔ چوار به شاه آباد. کوهستانی . سردسیر و سکنه ٔ آن ٥٠ تن است . آب آن از چشمه . محصول آنجا غلات . شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان قالیبافی است . راه مالرو دارد و اهالی چادرنشین هستند. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).