دار زدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوملغتنامه دهخدا ـ ویرایش دومدار زدن . [ زَ دَ ] (مص مرکب ) بر دار کردن . بدار کشیدن . حلق آویز کردن .واژه قبلی: دار رومیواژه بعدی: دار سرور