خیمه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(خِ مِ) [ ع. خمیة ] (اِ.) چادر، سراپرده. ؛ ~روی آب زدن کنایه از: کار بی ثبات یا زیان آور کردن.<br>مترادفها و واژههای مرتبطچادر، خرگاه، سراپرده، شامیانهواژه قبلی: خیمواژه بعدی: خیمه زدن