خیزافتاد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خیزافتاد. [ اُ ] (اِ مرکب ) نوعی جماع کردن . نوعی وطی کردن : بماندم اندکی تا خوش بخسبد که بسیاریش خیزافتاد کردم . سوزنی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خیزافتاد. [ اُ ] (اِ مرکب ) نوعی جماع کردن . نوعی وطی کردن : بماندم اندکی تا خوش بخسبد که بسیاریش خیزافتاد کردم . سوزنی .