خیریة
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(خَ یا خِ یِّ) [ ع. خیریة ] (ص نسب.) مؤنث خیری ؛ وابسته به خیر: امور خیریه (کارهایی که نفع و خیر همه در آن باشد).<br>
فرهنگ فارسی معین
(خَ یا خِ یِّ) [ ع. خیریه ] (ص نسب.) مؤنث خیری ؛ وابسته به خیر: امور خیریه (کارهایی که نفع و خیر همه در آن باشد).
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خیریة. [ خ َ ری ْ ی َ ] (ص نسبی ) نیکو. خوب . صحیح . خیریت . ♦ اعمال خیریه ؛ اعمال نیک . ♦ امور خیریه ؛ کارهای نیک . ♦ مؤسسه ٔ خیریه ؛ مؤسسه یا جمعیتی متشکل برای اعانت مساکین .
واژگان فارسی سره واژهدان
نیکویی، نیکوکاری، نیکوکارانه، رستگاری
فرهنگ نامهای فارسی
نام فارسی