خیر خواه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(خِ یا خَ. خا) [ ع - فا. ] (ص فا.) آن که نیکی دیگران را خواهد، خیراندیش.<br>
فرهنگ فارسی معین
(خِ یا خَ. خا) [ ع - فا. ] (ص فا.) آن که نیکی دیگران را خواهد، خیراندیش.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خیرخواه . [ خ َ خوا / خا ] (نف مرکب ) نیکوخواه . (از آنندراج ) طالب و رغبت خوبی و نیکی . (ناظم الاطباء).
فرهنگ طیفی واژهدان
نیکوکار، خیر، مهربان، رئوف، مشفق، دوستدار، بخشنده، بامدارا، حساس، دلسوز پاکطینت، خوشفطرت مصلحتجو، مصلح، نیکسگال، نیک اندیش، ناصح، ازخودگذشته، مردمدوست ازروی خیرخواهی، باحسن نیت، خداپسندانه، قابل تأیید
واژگان فارسی سره واژهدان
نیک خواه
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی