خیام | ترانههای خیام (صادق هدایت) | ذرات گردنده [۷۳-۵۷] | رباعی ۶۵
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
دیدم به سر عمارتی مردی فرد، کاو گل به لگد میزد و خوارش میکرد، وان گل به زبان حال با او میگفت: ساکن، که چو من بسی لگد خواهیخورد!
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
دیدم به سر عمارتی مردی فرد، کاو گل به لگد میزد و خوارش میکرد، وان گل به زبان حال با او میگفت: ساکن، که چو من بسی لگد خواهیخورد!