خوگری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خوگری . [ گ َ ] (حامص مرکب ) اعتیاد. عادت پیداکردگی . عادت یافتگی . (یادداشت مؤلف ). ◄ الفت . انس . الفت یافتگی . انس پیداکردگی . استیناس . (یادداشت مؤلف ) : خوگری از عاشقی بتر بود. (کلیله و دمنه ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خوگری . [ گ َ ] (حامص مرکب ) اعتیاد. عادت پیداکردگی . عادت یافتگی . (یادداشت مؤلف ). ◄ الفت . انس . الفت یافتگی . انس پیداکردگی . استیناس . (یادداشت مؤلف ) : خوگری از عاشقی بتر بود. (کلیله و دمنه ).