خوکاره/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوملغتنامه دهخدا ـ ویرایش دومخوکاره . [ رَ / رِ ] (ص مرکب ) معتاد. عادت شده . ◄ همدم . مونس . (ناظم الاطباء).واژه قبلی: خوک چرانیواژه بعدی: خوکبان