خونخور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خونخور. [خوَرْ / خُرْ ] (نف مرکب ) خورنده ٔ خون : این چو مگس خونخور و دستاردار و آن چو خره سرزن و با طیلسان . خاقانی . ◄ کنایه از سفاک و خونریز : ای اژدهادم ار نه چو ضحاک خونخوری از طفل پادشاه جم آسا چه خواستی . خاقانی .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی