خون کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(کَ دَ) (مص ل.) قتل کردن.<br>مترادفها و واژههای مرتبطقربانی کردن، کشتن، ذبح کردنواژه قبلی: خون سیاوشانواژه بعدی: خون گرم