خون نداشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خون نداشتن . [ ن َ ت َ ] (مص مرکب ) هدر بودن خون مقتول . قصاص نداشتن قاتل . قتلی بدون قصاص بودن . (آنندراج ). ◄ رگ نداشتن . بی غیرت بودن . بی حمیت بودن . ◄ ضعیف بودن . رنجور بودن . ضعف مفرط داشتن .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خون نداشتن . [ ن َ ت َ ] (مص مرکب ) هدر بودن خون مقتول . قصاص نداشتن قاتل . قتلی بدون قصاص بودن . (آنندراج ). ◄ رگ نداشتن . بی غیرت بودن . بی حمیت بودن . ◄ ضعیف بودن . رنجور بودن . ضعف مفرط داشتن .