خون بینی شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خون بینی شدن . [ خوم ْ ش ُ دَ ] (مص مرکب )از بینی خون برون دویدن . رعاف . (از مهذب الاسماء) (از زمخشری ) (از السامی فی الاسامی ) (از بحر الجواهر).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خون بینی شدن . [ خوم ْ ش ُ دَ ] (مص مرکب )از بینی خون برون دویدن . رعاف . (از مهذب الاسماء) (از زمخشری ) (از السامی فی الاسامی ) (از بحر الجواهر).