خون از بینی آمدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خون از بینی آمدن . [ اَ م َ دَ ] (مص مرکب ) خون از بینی کسی روان شدن . رعاف . (یادداشت مؤلف ). ♦ خون از بینی کسی نیامدن ؛ آزاری به کسی در واقعه و حادثه ای نرسیدن .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خون از بینی آمدن . [ اَ م َ دَ ] (مص مرکب ) خون از بینی کسی روان شدن . رعاف . (یادداشت مؤلف ). ♦ خون از بینی کسی نیامدن ؛ آزاری به کسی در واقعه و حادثه ای نرسیدن .