خولان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خولان . [خ َ ] (اِخ ) نام قریتی است به نزدیکی دمشق که قبر ابومسلم خولانی بدانجا است . (از معجم البلدان یاقوت ).
خولان . [ خ َ ] (اِخ ) نام ناحیتی است به یمن . (دمشقی ). صاحب معجم البلدان گوید نام روستایی است به یمن که به خولان بن عمر از قضاعه منسوب است . در صبح الاعشی آمده که بلاد خولان از بلاد شرقی یمن است و بر اثر جنگها و فتوحات اکثر قوم آن متفرق شده اند و جز ذریتی از آنها که در یمن جای دارند دیگر کسی از آنها وجود ندارد.
خولان . [ خ َ ] (اِخ ) نام بطنی است از مذحج و آنان را بنوخولان نیز می گویند و ابوادریس خولانی منسوب به این بطن است . (از صبح الاعشی ج ١ ص ٣٢٦).