خوشرنگ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خوشرنگ . [ خوَش ْ / خُش ْ رَ ] (ص مرکب ) هر چیز که دارای رنگ و رونق نیکو و مطبوعی باشد. (ناظم الاطباء) : نخلستانی است خوب و خوشرنگ در هم شده همچو بیشه ٔ تنگ . نظامی . بلبلی برگ گلی خوشرنگ در منقار داشت . حافظ.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی