خوشباشی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خوشباشی . [ خوَش ْ / خُش ْ ] (حامص مرکب ) حالت خوش بودن . بی غمی . ◄ کنایه از لاابالیگری : نیست در بازار عالم خوشدلی ور زآنکه هست شیوه ٔ رندی و خوشباشی ّ عیاران خوش است . حافظ.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خوشباشی . [ خوَش ْ / خُش ْ ] (حامص مرکب ) حالت خوش بودن . بی غمی . ◄ کنایه از لاابالیگری : نیست در بازار عالم خوشدلی ور زآنکه هست شیوه ٔ رندی و خوشباشی ّ عیاران خوش است . حافظ.