خوش گوشت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خوش گوشت . [ خوَش ْ / خُش ْ ] (ص مرکب ) آنکه جراحت تن او زود ملتحم شود. ◄ خوش ادا. خوش خلق . آنکه با همه جوشد. مقابل بدگوشت . ◄ حلال گوشت . پاکیزه گوشت . (یادداشت مؤلف ). ◄ (اِ مرکب ) لوزالمعده . (یادداشت مؤلف ).