خوش نقش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خوش نقش . [ خوَش ْ / خُش ْ ن َ ] (ص مرکب ) آنچه دارای رنگ و نگار و نقش خوب باشد. (یادداشت مؤلف ). ◄ خوش قیافه . خوش پیکر. (یادداشت مؤلف ). ◄ خوش اقبال . (یادداشت مؤلف ). ◄ آنکه در قمار غالباً نقش های خوب آرد. (یادداشت مؤلف ). که در قمار با آوردن نقشهای مناسب برنده باشد.
خوش نقش . [خوَش ْ / خُش ْ ن َ ] (اِخ ) نام فاحشه ٔ اصفهانی که شیخ شاه نظر متولی مزار شاه رضا در عقد نکاح آورده بود چنانچه نصیرآبادی در شرح حال او نوشته . (آنندراج ).
واژگان فارسی سره واژهدان
خوش نگار
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی