خوش لقا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خوش لقا. [ خوَش ْ / خُش ْ ل ِ ] (ص مرکب ) خوش صورت . خوبروی . خوشگل . نیکودیدار : فرخی هندی غلامی از قهستانی بخواست سی غلام ترک دادش خوش لقا و خوش کلام . سوزنی . با عقل پای کوب که پیری است ژنده پوش بر فقر دست کش که عروسی است خوش لقا. خاقانی . چو گرگ اجری از پهلوی زاغ کم خور که بر خوان چنان خوش لقائی نیابی . خاقانی .
واژگان فارسی سره واژهدان
زیباروی
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
فرهنگ نامهای فارسی
نام زنانه