خوش سماع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خوش سماع . [خوَش ْ / خُش ْ س َ ] (ص مرکب ) آنکه موسیقی دوست دارد.آنکه آهنگ موسیقی را با اشتیاق می شنود : مشک جعد و مشک خط و مشکناف و مشکبوی خوش سماع و خوش سرود و خوش کنار و خوش زبان . منوچهری . ◄ آنکه کلام دیگری را خوش می شنود. آنکه طاقت شنیدن بحث و گفتار زیاد را دارد.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی