خوش خط
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خوش خط. [ خوَش ْ / خُش ْ خ َطط / خ َ ](ص مرکب ) آنکه نیکو نویسد. آنکه خط خوب دارد. ◄ کنایه از جوان مزلف و خوب روی . (از ناظم الاطباء). آنکه بر عارض خطی خوش دارد. (یادداشت مؤلف ).
واژگان فارسی سره واژهدان
خوشنویس، خوانا
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی