خوش خدمت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خوش خدمت . [ خوَش ْ / خُش ْ خ ِ م َ ] (ص مرکب ) آنکه در انجام خدمت کوتاهی نکند. کنایه از مطیع. کنایه از پرکار و کاردان که کارها را موافق سلیقه ٔ صاحبکارانجام دهد. ◄ کنایه از متملق . چاپلوس .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی