خوش حساب
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. حِ) [ فا - ع. ] (ص مر.) کسی که وام و بدهی خود را در سر وعده پرداخت کند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. حِ) [ فا - ع. ] (ص مر.) کسی که وام و بدهی خود را در سر وعده پرداخت کند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خوش حساب . [ خوَش ْ / خُش ْ ح ِ ] (ص مرکب ) خوش معامله . آنکه در معامله دغلکاری ندارد. آنکه در داد و ستد و وام خواهی و وام گیری راست کردار است . ♦ آدم خوش حساب ؛ آنکه دین خود رابموقع و بدون معطلی می پردازد. مقابل بدبده . مقابل بدحساب .
مترادف و متضاد واژهدان
امین، صحیحالعمل پاکحساب، خوشبده، خوشسودا، خوشمعامله (متضاد: بدحساب)
واژگان فارسی سره واژهدان
خوش پرداخت
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی