خوش جوش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خوش جوش . [ خوَش ْ / خُش ْ ] (ص مرکب ) سماور یا دیگی که زود بجوش آید. ◄ کنایه از خوش ترکیب . ◄ کنایه از شخصی که زود با دیگران دوست شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خوش جوش . [ خوَش ْ / خُش ْ ] (ص مرکب ) سماور یا دیگی که زود بجوش آید. ◄ کنایه از خوش ترکیب . ◄ کنایه از شخصی که زود با دیگران دوست شود.