خوش ترکیب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خوش ترکیب . [ خوَش ْ / خُش ْ ت َ ] (ص مرکب ) خوش قیافه . خوش اندام . خوش تراش . مقابل بدترکیب . مقابل زشت . قشنگ . خوش قدوبالا.با اندام نکو. با قدوبرشی نیکو. (یادداشت مؤلف ).
مترادف و متضاد واژهدان
شکیل، خوشساخت، خوششکل، خوشاندام، زیبا (متضاد: بدترکیب) موزون (متضاد: ناموزون) متناسب، زیبا، خوشاندام، چشمنواز (متضاد: بدترکیب)
واژگان فارسی سره واژهدان
خوش ریخت
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی