خوش تراش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خوش تراش . [ خوَش ْ / خُش ْ ت َ ] (ص مرکب ) نیکوتراشیده . ◄ با هیئت و شکل زیبا چنانکه ساق پایی . ◄ خوش شکل . نیک صورت . زیبااندام . قشنگ . (ناظم الاطباء).
مترادف و متضاد واژهدان
شکیل، زیبا، چشمنواز خوشتراشخورده، خوشتراشیده، خوشساخت، خوشطرح
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی