خوش بخت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. بَ) (ص مر.) نیک بخت، خوش اقبال.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. بَ) (ص مر.) نیک بخت، خوش اقبال.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خوش بخت . [ خوَش ْ / خُش ْ ب َ ] (ص مرکب ) سعید. بختور. نیک روز. نیک اختر. مرزوق . بختیار. خوش طالع. مقابل بدبخت . دولت یار. خوش اقبال . مسعود. بلنداختر.
فرهنگ طیفی واژهدان
کامروا، نیکبخت، بختیار، عاقبتبهخیر، نیکفرجام، موفق، بهروز، مرفهالحال، نازپرور (نازپرورد، نازپرورده)، مرفه، دولتمند، ثروتمند خوشاقبال شخص خوشبخت، شخص ثروتمند تازه بهدوران رسیده عزیز راحت
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی