خوش آوردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خوش آوردن . [ خوَش ْ / خُش ْ وَ دَ ] (مص مرکب ) خوب آوردن . موافق میل آوردن . کارها بر اثر تقدیر موافق . (یادداشت مؤلف ). ◄ تملق کردن . تملق گفتن . (یادداشت بخط مؤلف ). ♦ خوش آوردن بکسی ؛ طبق میل او گفتن . تملق گفتن . برای تملق او گفتاری یا کرداری را بجای آوردن .