خورشیدزرد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خورشیدزرد. [ خوَرْ / خُرْ زَ ] (ص مرکب ) آفتاب زرد. تنگ غروب . نزدیک به فروشدن آفتاب . آخرهای روز که رنگ خورشید از سفیدی بزردی می زند : بیامد بهنگام خورشیدزرد فروکوفت ناگاه کوس نبرد. اسدی (گرشاسبنامه ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خورشیدزرد. [ خوَرْ / خُرْ زَ ] (ص مرکب ) آفتاب زرد. تنگ غروب . نزدیک به فروشدن آفتاب . آخرهای روز که رنگ خورشید از سفیدی بزردی می زند : بیامد بهنگام خورشیدزرد فروکوفت ناگاه کوس نبرد. اسدی (گرشاسبنامه ).