خورش یافتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خورش یافتن . [ خوَ / خ ُ رِ ت َ ] (مص مرکب ) غذا یافتن . طعام یافتن . خوراک یافتن . (یادداشت مؤلف ). اقتیات . (منتهی الارب ). ◄ قاتق یافتن . ادام یافتن . ◄ بهره یافتن . سود یافتن . منفعت یافتن . (یادداشت مؤلف ).