فرهنگ لغت

خوراک آباد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خوراک آباد. [ خوَ / خ ُ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان راهجرد بخش دستجرد خلجستان شهرستان قم، واقع در ١٨هزارگزی جنوب باختری دستجرد سر راه فرعی آشتیان . این دهکده کوهستانی است با آب و هوای سردسیری و ١٤٧ تن سکنه . آب آن از قنات و محصول آن غلات و صیفی و انگور و بادام و زردآلو و شغل اهالی زراعت و راه مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١).

معنی خوراک آباد | فرهنگ لغت