خودکشی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. کُ) (حامص.)<BR>۱- خود را به وسیلهای کشتن، انتحار.<BR>۲- (کن.) کار زیاد کردن، کوشش بسیار کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. کُ) (حامص.) ۱- خود را به وسیلهای کشتن، انتحار. ۲- (کن.) کار زیاد کردن، کوشش بسیار کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خودکشی . [ خوَدْ / خُدْ ک ُ ] (حامص مرکب ) انتحار.
مترادف و متضاد واژهدان
انتحار، قتلنفس (متضاد: نسلکشی) تلاشمفرط، تقلای زیاد کارمستمر
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی