خودحسابی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خودحسابی . [ خوَدْ / خُدْ ح ِ ] (حامص مرکب ) انصاف . درست حسابی . ◄ رسیدگی به اعمال و افعال خود : چنان کشید ملامت ز قدردانی خویش که خودحسابی تأثیر خودپسندی شد. تأثیر (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خودحسابی . [ خوَدْ / خُدْ ح ِ ] (حامص مرکب ) انصاف . درست حسابی . ◄ رسیدگی به اعمال و افعال خود : چنان کشید ملامت ز قدردانی خویش که خودحسابی تأثیر خودپسندی شد. تأثیر (از آنندراج ).