خوانده
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(خا دِ) (ص مف.)<BR>۱- قرائت شده.<BR>۲- دعوت شده.<BR>۳- احضار شده، فراخوانده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(خا دِ) (ص مف.) ۱- قرائت شده. ۲- دعوت شده. ۳- احضار شده، فراخوانده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خوانده . [ خوا/ خا دَ / دِ ] (ن مف ) پذیرفته شده، چنانکه در خواهرخوانده و برادرخوانده می آید. ◄ اسم مفعول از خواندن . رجوع به معانی خواندن شود. ◄ مدعی علیه در اصطلاح دادگستری . (از لغات فرهنگستان ).
خوانده . [ خوا / خا دَ ] (اِخ ) دهی از بخش حومه ٔ شهرستان نائین در بیست ودوهزارگزی نائین . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١٠).
مترادف و متضاد واژهدان
قرائتشده (متضاد: نوشته، مکتوب) مدعیعلیه (متضاد: خواهان) مدعو (متضاد: ناخوانده)
فرهنگ طیفی واژهدان
مدافع، پژوهشخوانده، آزمایش کننده، شخص مبارز