خوال
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(خا) (اِ.) = خوار:<BR>۱- خوردنی.<BR>۲- دودهای که برای ساختن مرکب سیاه از دود چراغ گیرند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(خا) (اِ.) = خوار: ۱- خوردنی. ۲- دودهای که برای ساختن مرکب سیاه از دود چراغ گیرند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خوال . [ خ ُ ] (اِ) دوده ای که جهت ساختن مرکب از چراغ گیرند. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء). خوال [ خوا / خا ] . ◄ خوردنی را نیز گویند. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء). در حاشیه ٔ برهان قاطع آمده است که این کلمه معادل خوار است چنانکه در خوالگر = خوالیگر.
خوال . [ خوا / خا ] (اِ) خُوال . (برهان قاطع). رجوع به خُوال شود.