خواری و زاری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خواری و زاری . [ خوا / خا ی ُ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب ) خواری . بدبختی . پریشان حالی . ♦ به خواری و زاری ؛ ببدبختی و پریشانحالی : ز کاوس شاه اندرآیم نخست کجاراز یزدان همی خواست جست که بر آسمان اختران بشمرد خم چرخ گردنده را بنگرد بخواری و زاری بساری فتاد ز اندیشه ٔ کژ و از بد نهاد. فردوسی . ♦ به صد خواری و زاری ؛ به صد بدبختی و بیچارگی .