خواردین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خواردین . [ خوا / خا ] (ص مرکب ) آنکه دین او خوار و پست است . فحش گونه ای است، نظیر: لامذهب، بدمذهب : و مزدک خواردین لعنةاﷲ در روزگار او پدید آمد. (فارسنامه ٔ ابن البلخی ).
خواردین . [ خ ُ ] (اِخ ) دهی است جزء بخش شمیران شهرستان تهران واقع در ٦هزارگزی جنوب باختر تجریش و دوهزارگزی ونک . این دهکده دردامنه ٔ کوه قرار دارد با هوای سرد. آب آن از دو رشته قنات است و در بهار از رودخانه ٔ اوین و درکه نیز مشروب میشود. محصول آن غلات و بنشن و یونجه و یک باغ اربابی نیز دارد. شغل اهالی زراعت و ژاکت و شال پشمی بافی است . چناری کهن سال بدانجا است . از ونک میتوان بدان اتومبیل برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١).